پشت پرده اقتصادی جنگ‌های نیابتی خاورمیانه

تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۱۲
Share/Save/Bookmark
 
از مهم‌ترین اهداف ایالات متحده و سایر کشورهای تولیدکننده تسلیحات در منطقه، به ویژه در خلیج فارس دامن زدن به مسابقه تسلیحاتی و جنگ های نیابتی و فروش هر چه بیش‌تر جنگ‌افزار در جهت تأمین منافع این قدرت‌ها است.
 
به گزارش حافظ نیوز به نقل از میزان، منطقه خلیج فارس یک بازار عمده مصرفی است که قادر است مازادتولید صنایع پیشرفته غرب را که بازدهی مادی فراوانی داردجذب کند. درنتیجه برسرتصرف این بازار و جذب دلارهای نفتی آن بین قدرتهای اقتصادی رقابت هایی وجود دارد. این هدف از شان ‌بالاتری نسبت‌ به موارد دیگر برخوردار است، زیرا تولید آمریکایی در زمینه کالا وخدمات در عرصه‌های مختلف مطرح بوده و بازار جذب در منطقه ژئوپلتیکی خلیج فارس‌دارد. تولید امریکا در زمینه ماشین آلات، تسلیحات نظامی، اکتشاف و استخراج نفت، خدمات فنی و مهندسی، کالاهای مصرفی، نوسازی فیزیکی و فضایی‌سکونت‌گاه‌های ضلع جنوبی خلیج فارس و نظایر آن زمینه جذب مناسبی در منطقه دارد. از سوی دیگر وجود بی اعتمادی میان کشورهای خلیج فارس وعدم تمایل به پیمان های منطقه ای خود زمینه همکاری های اقتصادی و سیاسی را در منطقه از بین برده است که اینها همه در نزدیکی کشورهای خلیج فارس به دول قدرتمند و بی اعتمادی بین خود شان را نشان میدهد چنانکه ایران با روسیه و چین نزدیکی اقتصادی، سیاسی دارد دیگر کشورهای خلیج فارس با ایالات متحده و ناتو روابط خوب داشته اند، که اینها همه نشان دهنده بی ثباتی و بی اعتمادی کشورهای خلیج فارس با یکدیگر است.

از مهم‌ترین اهداف ایالات متحده و سایر کشورهای تولیدکننده تسلیحات در منطقه، به ویژه در خلیج فارس دامن زدن به مسابقه تسلیحاتی و جنگ های نیابتی و فروش هر چه بیش‌تر جنگ‌افزار در جهت تأمین منافع این قدرت‌ها است. درواقع میلیتاریزه شدن سیاست خارجی آمریکا هزینه‌های زیادی را متوجه این کشور کرده است به گونه‌ای که جنگ عراق تاکنون ۷۰۰ میلیارد دلار برای کاخ سفید هزینه در برداشته و دست کم ۳هزار میلیارد بر اقتصاد آمریکا خسارت وارد کرده است. از این منظر راهبرد ایران هراسی در واقع وادار کردن کشورهای عربی به مسابقه تسلیحاتی با ایران می‌باشد تا واشنگتن از محلّ فروش تسلیحات بتواند بازار سودآوری را برای خود مهیا سازد.

البته موضوع ایران هراسی در کشورهای غربی سوژه ای جدید نیست، ولی نکته حائز اهمیت در شرایط فعلی منطقه ای و شعله ور شدن جنگ های نیابتی در منطقه، رفتار کشورهای عربی است که در اقدامی همسو با دولت های غربی، مواضع آنها را تقلید و تکرار می کنند. به طوری که برخی سران و نیز رسانه های عربی همسو با همپیمانان غربی، سعی دارند با انتشار خبرهای نادرست، با وجود حتی جریان های وحشی تروریستی مانند داعش و...، ایران را برای کشورهای عربی خطرناک جلوه نمایند. در نگاهی دیگر پروژه ایران هراسی عربی با توجه به موضوع اختلاف بین شیعه و سنی با هدف ایجاد رعب و ترس در میان کشورهای عربی سنی مذهب منطقه تحت عنوان خطر گسترش قدرت تشیع با محوریت ایران و همچنین اثرپذیری از تبلیغات سنگین و احساس خطر در برابر گسترش و نفوذ شیعه، از سوی دولتمردان کاخ سفید و سران رژیم صهیونیستی دنبال می گردد و همین مسئله زمینه مسابقه تسلیحاتی را برای کشورهای عربی فراهم می کند تا از این رهگذر مجتمع های تسلیحاتی و نظامی آمریکا از رونق کاری برخوردار گردند. برای نمونه در حدفاصل سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ تنها پنج کشور شورای امنیت ۷۹درصد فروش وبازار تسلیحات جهان را در اختیار داشته اند. به این ترتیب که آمریکا (۳۱درصد)، روسیه (۲۵درصد)، آلمان (۱۰درصد)، فرانسه (۹درصد) و انگلستان (۴درصد).

این یک واقعیت است که برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس به دلیل این‌که درآمدهای اصلی کشورشان در گرو صادرات نفت و دلارهای نفتی است، به هیچ‌وجه منافع مشترکی با ملت‌هایشان ندارند و همین امر آن‌ها را به سمت سیستم‌های غیر دموکراتیک پیش می‌برد و عدم اتکای آن‌ها به ملت و مردمشان و عدم ثبات سیاسی نیز باعث روی آوردن آن ها به ماجراجویی های نظامی و تسلیحاتی می‌شود. به همین دلیل شاید بزرگ‌ترین خریداران و مشتریان تسلیحات آمریکا، کشورهای نفت‌خیز حاشیه خلیج فارس باشند. دست یافتن به برتری نظامی و استراتژیک در خلیج فارس که راه ورود به بخشی از آب‌های آزاد جهان و محل عمده ترانزیت نفت است در رأس استراتژی دریایی دولت‌های بزرگ و ازطریق همکاری با کشورهای منطقه است و اینها نشان ازضرورت تأمین امنیت تجارت دریایی در خلیج فارس می‌باشد.

از سوی دیگر همسایگان عرب ایران در خلیج فارس با داشتن اقتصاد خوب نفتی، خلا فرهنگی سیاسی، وجود بحران مشروعیت و عدم ثبات سیاسی، پایگاه محکم و متحدی استراتژیک برای آمریکا شده اند. علاوه بر این دشمنی و عدم روابط دوستانه تاریخی کشور های عربی و پیشینه روابط نه چندان موفق ایران و این دولت ها، همواره راه را برای حضور جهان غرب در این منطقه باز کرده است.کشورهای منطقه درآمدهای نفتی را به سبب شرایط کلی حاکم بر منطقه بار دیگر در راستای اهداف نظامی خود به سوی غرب روان می‌سازند. از دهه ۹۰ تاکنون کشورهای منطقه دهها میلیون دلار برای ساخت نیروهای مدرن نظامی جهت بازدارندگی و تهدید همسایگان خود هزینه کرده‌اند.

عنصر دیگری که در این جریان سهم دارد، هراس کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از برتری قدرت نظامی ایران پس از سقوط عراق وخلا قدرت در منطقه می باشد. به ویژه در جریانات اخیر برنامه‌های جدید تسلیحاتی ایران در کاربرد نظامی، این هراس شدت بیش‌تری گرفته است. با وجود این که هزینه نظامی ایران به نسبت جمعیت و GDP کم‌تر از کشورهای حاشیه خلیج فارس است ولی در اثر تبلیغات آمریکا، این احساس ناامنی از ناحیه ایران همواره در منطقه رو به افزایش است. این احساس تهدید، شعله‌ور شدن آتش مسابقه تسلیحاتی را در شرایط ناهنجار منطقه در پی دارد. که باید با نگاهی عمیق ناهنجاری منطقه؛ جنگ یمن، سوریه و عراق و توسعه گروههای تروریستی مانند داعش را بخشی از استراتژی دولت آمریکا دانست که حتی امروز که برخی از ایجاد فضای جدید تعامل بین المللی در زیر سایه توافق سیاسی هسته ای صحبت می کنند ولی ایالات متحده آمریکا به عنوان یک روند ثابت راهبردی در خاورمیانه در مسیر جنگ نرم خود سعی دارد همواره ایران را به ‌عنوان مهم‌ترین منبع تهدید و ناامنی در منطقه معرفی کند و استراتژی امنیت ملی خود و متحدان منطقه‌ای‌اش در جهان عرب را معطوف به رفع به اصطلاح تهدید ایران کند.

بنابراین در اوضاع آشفته منطقه ای و انواع ناهنجارهای امنیتی که به طور مستقیم و غیر مستقیم ربط واثق دخالت های بیگانگان و صهیونیسم آشکار است؛ زمینه لازم را برای فروش تسلیحات به کشورهای جنوبی خلیج فارس مهیا کرده است لذا امروز باید باطن قضیه های امنیتی در منطقه را در مسائل پیچیده‌تر نفع اقتصادی غرب جستجو کرد چنانچه در سالهای اولیه قرون جدید غرب همواره در سال های مختلف با بحران های گوناگونی اقتصادی دست و پنچه نرم کردند که شاید امروز مشکل امنیتی در خاورمیانه را راه حل برون رفت بحران اقتصادی خود می دانند؛ برای این اساس مشاهده می کنیم چقدر می تواند سود مالی حاصل از فروش این تجهیزات برای آمریکا، به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد آن کشور در حالت رکود سنگین قرار دارد مهم باشد. در این بین توجه به این نکته نیز حائز اهمیت که درآمدهای صنایع نظامی بخش مهمی از پویایی اقتصاد آمریکا را به خود اختصاص می‌دهند. پس قراردادهایی با رقم های میلیارد دلاری می‌توانند به اقتصاد آمریکا روحی تازه ببخشند. نکته دیگر بازگشت مالی درآمد نفتی و ارزی کشورهای عربی به اقتصاد آمریکا است. این مساله به‌ صورت سنتی در روابط آمریکا و اعراب حوزه خلیج‌فارس وجود داشته است.

در پایان باید گفت مساله مهم دیگر در این بین ایجاد روابط خاص دوجانبه است که از لحاظ وابستگی سیاسی- امنیتی این کشورها به آمریکا مهم است. آمریکا برای حفظ هژمونی خود در منطقه خاورمیانه امروز نیاز به تداوم این روابط ویژه با متحدان عربی خود در حوزه خلیج‌فارس دارد. بنابراین بهترین راهبرد برای این تداوم را ایجاد هراس, تروریسم پروری ,ارائه تصویری غیر واقعی از شرایط و معرفی شیعه ایرانی به عنوان دشمن منطقه ای و آسیب امنیتی در ابعاد گوناگون دیده است تا بتواند در نهایت منافع بلند مدت اقتصادی را در راستای ذات سرمایه داری کسب نماید.
کد مطلب: 10125
 


 
 
 
خبرنامه ایمیلی