به بهانه سالروز فرار بنی صدر از کشور؛

دوقطبی سازی‌‌های خطرناک؛ از سال 60 تا سال 96

تاریخ انتشار : شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۶
Share/Save/Bookmark
 
تخریب بی‌قید و شرط مخالفین بنی صدر، تبدیل به روندی ثابت در جهت ایجاد تنش در بین مسئولین و بحرانی جلوه دادن فضا برای بهره‌برداری سیاسی شخصی شده بود. ماموریت علنی روزنامه متعلق به بنی صدر یعنی روزنامه "انقلاب اسلامی" و سایر رسانه‌های مکتوب نزدیک به وی تبدیل به بستری برای رویارویی‌های سیاسی با کابینه شهید رجایی و مجلس شده بود.
 
به گزارش "حافظ نیوز"، هفتم مردادماه سالروز فرار بنی صدر از کشور است. شخصی که میتوانست اولین رئیس جمهور ایران باشد اما به دلیل آنچه که عدم کفایت سیاسی وی عنوان شد؛ مهر ابطال مجلس بر پیشانی‌اش خورد و بعد از ایجاد درگیری های گسترده، از کشور متواری شد.


بی‌تردید بررسی سلسله حوادثی که ابوالحسن بنی صدر را از سکانداری قوه اجرایی کشور به فرار عجیب و غریب با لباس زنانه، در معیت مسعود رجوی و با سیبیل تراشیده رساند، می‌تواند نشان دهد که کسب محبویت‌های مردمی و پیروزی در انتخابات، مترادف با حضور دائمی در عرصه های مختلف سیاسی و مسئولیتی نیست و شعارهای احساسی بخش‌هایی از اجتماع حامی رجال سیاسی را نمی‌توان همیشگی و پایدار قلمداد کرد.
به عبارت بهتر آنچه که تعیین کننده ثبات محبوبیت و تداوم مقبولیت، در بین بدنه اجتماعی حامی شخصیت ها است، عملکرد آنها در گذر زمان است نه زنده باد و مرده باد‌ گفتن های میتینگ‌های ایام انتخابات. ابوالحسن بنی صدر نیز از همان مصادیقی است که فاصله میان مقبولیت اجتماعی تا تنفر اجتماعی را در مدت زمان کوتاهی طی کرد و کارنامه دوران مسئولیت وی در قوه مجریه اجازه ماندگاری محبوبیتش را صادر نکرد.

روی گردانی مردم از تفکر بنی صدری



این مسئله را شاید بتوان اینگونه تصدیق کرد؛ در زمان تصدی پست نخست وزیری توسط محمدعلی رجایی، در دوران ریاست جمهوری بنی صدر، اختلافات علنی این دو با یکدیگر بالا می‌گیرد تا جایی که بنی صدر دست به مصاحبه‌های علنی علیه رجایی می‌زند. اما دیری نمی‌پاید که مردم با آراء معنی‌دار به رجایی در انتخابات دوم ریاست جمهوری و برگزیدن قطب مخالف بنی صدر، یعنی رجایی، به عنوان رییس جمهور، علنا روی‌گردانی خود از بنی‌صدر را اعلام می‌کنند.

دوقطبی سازی خطرناک؛ از سال 59 تا به امروز
آنچه که در این چند وقت اخیر منجر به نگاه موشکافانه به بنی صدر و اتفاقات حول محور وی در سالهای 59 و 60 شده، بحث‌هایی است که در رابطه با مشی اولین رییس جمهور ایران در تقسیم عامه مردم به مخالف و موافق مطرح شده است. این مسئله آنجایی شدت پیدا کرد که رهبری معظم انقلاب، ضمن یادآوری تجربه بنی صدر در ایجاد دوقطبی، به رئیس جمهور نیز هشدار دادند که از ایجاد تقسیم بندی در بین مردم و خلق دو قطبی پرهیز کند.
با مروری کلی بر پرونده اولین منتخب ریاست جمهوری مهم‌ترین مسئله‌ای که موجب جلب توجه مردم و صاحب نظران را فراهم می‌آورد، خلق تنش‌های مکرر و ایجاد دعوا‌های سیاسی با سایر مسئولین کشور توسط بنی صدر و بسط این اختلاف نظرات به روزنامه‌ها است. گویی که تخریب بی‌قید و شرط مخالفین بنی صدر در جراید همسو با وی، تبدیل به روندی ثابت در جهت ایجاد تنش در بین مسئولین و بحرانی جلوه دادن فضا برای بهره‌برداری سیاسی شخصی شده بود. به عبارت بهتر ماموریت علنی روزنامه متعلق به بنی صدر یعنی روزنامه "انقلاب اسلامی" و سایر رسانه های مکتوب نزدیک به وی تبدیل به بستری برای رویارویی‌های سیاسی با کابینه شهید رجایی و مجلس شده بود.
اما آنچه که دامنه این جدال‌های مکتوب را گسترده‌تر می‌کرد تلاش بنی صدر برای دیوار‌کشی میان بدنه اجتماعی عامه مخالف و موافق بود، که این مسئله کاملا در جلسات سخنرانی وی در جمع هوادارانش بروز یافته بود و مشاهده می‌شد؛ که حمله به مخالفین، چماق‌دار و خشونت طلب خواندن آنان به رویه ثابت بنی صدر مبدل شده بود.

بنی صدر؛ آنچه که گفت و آنچه که انجام داد
اما این حملات متعدد ابوالحسن بنی صدر، اصرار او به ایجاد تنش در فضای اجتماعی و در مقابل هم قرار دادن سلایق مختلف سیاسی در تضاد با جملاتی بود که وی در مراسم تنفیذ حکمش بر زبان رانده بود. او در این مراسم ضمن برائت جستن از اختلافات بیهوده و تقبیح دعواهای سیاسی بی‌مورد گفت: «مردم ما معتقد نیستند که برای پیروزی و غلبه بر مشکلات با هم گلاویز بشوند یا رجال دینی یا سیاسی ما، امرای ارتش، لازم است شب و روز با هم دعوا داشته باشند تا بشود گفت که شان و منزلت پیدا کرده اند، این دید یک انسان نیست. دید یک انسان این است که مقام در همکاری است.»
و یا اینکه با حمله به منش پهلوی دوم در رابطه با نوع مواجهه شاه با صف بندی‌های اجتماعی مدعی شد:« من به عنوان نخستین رئیس جمهور انتخاب نشده ام تا روش شاه را در ایجاد اختلاف در کشور دنبال کنم و مظهر برخوردها و اختلاف‌ها، ستیزه‌های گروه‌ها، قشرها و افراد باهم باشم، بلکه انتخاب شده ام با معرفت و دید اسلامی و معرفت و دید انقلاب، محور وحدت کشور باشم.»شاید پس از شنیدن این سخنان از زبان رییس جمهور ایران، کمتر کسی تصور می‌کرد بنی صدری که خود را مخالف ایجاد تنش در بین گروه‌های اجتماعی نشان می‌داد، روزگاری خود سردمدار آتش افروزی در روابط بین بخش‌های مختلف جامعه شود.



پیوند استراتژیک بنی صدر با منافقین، که نام مجاهدین خلق را برای خود برگزیده بودند؛ خود شفاف‌ترین و دم‌دستی ترین مثال تناقض بین حرف و عمل وی است که ثابت می‌کند تمامی این پزهای تفاهم محور بنی صدر مربوط به حوزه تکلم بوده است و میدان عمل این رییس جمهور معزول خالی از هرگونه نگاه بر محوریت تفاهم و دوری از مناقشه است.
در تایید این روحیه تنش آفرین بنی صدر می‌توان مصاحبه اخیر وی با شبکه صدای آمریکا را مثال زد که  پس از تقبیح اخیر "دوقطبی بنی صدری" توسط رهبر معظم انقلاب، بنی صدر مجددا با "اقلیت حزب اللهی" خطاب قرار دادن مخالفینش ثابت کرد همچنان بر این عقیده استوار است که باید به هر قیمتی که شده میان مردم شکاف ایجاد کرد و تشدید روزانه این شکاف را در دستور کار قرار داد.
حال برخی معتقدند که استفاده از ادبیاتی همچون تندروها، دلواپسان، خشونت طلب ها و ایجاد درگیری های آگاهانه و ناآگاهانه، می‌تواند خواسته یا ناخواسته کشور را به سمت دوقطبی بنی صدری پیش ببرد؛ ادبیاتی که چند سالی است از سوی مسئولین تکرار می شود و علیرغم تذکر چندین باره رهبر انقلاب، همچنان در حال تکرار است.
کد مطلب: 17378
 


 
 
 
خبرنامه ایمیلی