نتیجه چهارسال معاونت ریاست جمهوری زنان و خانواده:

تقریبا هیچ!!!

تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۹
Share/Save/Bookmark
 
شهیندخت مولاوردی این روزها در حالی چمدان رفتن از معاونت ریاست جمهوری زنان و خانواده را می‌بندد که در چهار سال مدیریت او شاهد اقدام مناسب برای کاهش آسیب‌های اجتماعی زنان و برنامه‌ای جهت ارتقا جایگاه خانواده در جامعه ایران نبوده‌ایم.
 
به گزارش "حافظ نیوز"، شهیندخت مولاوردی این روزها در حالی چمدان رفتن از معاونت ریاست جمهوری زنان و خانواده را می‌بندد که در چهار سال مدیریت او شاهد اقدام مناسب برای کاهش آسیب‌های اجتماعی زنان و برنامه‌ای جهت ارتقا جایگاه خانواده در جامعه ایران نبوده‌ایم. 
مولاوردی در دوران مدیریت خود بر این نهاد کارنامه‌ای پر اشکال و ضعیف با نگاه فلسفی داروین از خود بر جای گذاشت چرا که او چون هم‌کیشان خود با تکیه بر بقا نوع برتر در پی تضمین بقای اصلح و حذف آسیب‌دیدگان از جامعه بود.
از طرح عقیم‌سازی کارتن‌خواب‌ها گرفته تا شهرک ویژه زنان که توسط نهاد متبوع وی ارائه شد، همه حاکی از تلقی لیبرالی وی در مسائل اجتماعی است. 

البته چنین نگاهی از لیبرال‌های منفعت پرست بعید نیست چرا که این جماعت با تبعیض نژادی طبقه سرمایه‌دار را ژن برتر و قشر متوسط و پایین جامعه را بعنوان ژن‌های ضعیف و آسیب‌دیده می‌دانند که در راستای تحکیم پایه‌های قدرت اقتصادی و سیاسی سرمایه‌داران باید استحمار و استثمار شوند، و هر گاه ماموریت محوله به اتمام رسید به گوشه ای از جامعه سوق داده و با محرومیت از حقوق انسانی و اجتماعی در شهرک‌هایی ویژه با امکاناتی محدود و به دور از نوع برتر زیست کنند.
مدیر کل بهزیستی فارس در مورد طرح معاونت زنان ریاست جمهوری مبنی بر ایجاد شهرک ویژه زنان، گفت: ایجاد شهرک تحت عنوان آسیب‌دیدگان اجتماعی از نظر علمی و شرعی قابل قبول نیست. آسیب‌دیدگان اجتماعی انسان هستند و باید در میان مردم زندگی کنند و لازم است همه تلاش‌ها در جهت توانمندسازی این افراد صورت گیرد تا قدرت مقابله با آسیب‌های اجتماعی را داشته باشند. اگر این افراد در یک شهرک جمع‌آوری شوند فرصت زیست در جامعه از آن‌ها سلب می‌شود و هر روز با افزایش جمعیت بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود که قشر قابل توجهی از جامعه را در بر خواهد گرفت. بنابراین بهترین راه، مبارزه با ساختارهای ایجاد محرومیت و سپس محرومیت زدایی از قشرهای مختلف جامعه است. 

سید مرتضی موسوی افزود: همچنین ایجاد شهرک برای زنان آسیب‌دیده هیچ تجربه مشابه جهانی ندارد و در هیچ کجای دنیا ایجاد نشده است. در دهه‌های اخیر در مسائل مختلف طرح مشابه‌ای در کشور پیاده‌سازی شد که با شکست مواجه گشت و حال چرا باید به دنبال شکست دیگری برویم؟ جدا کردن زنان آسیب‌دیده از جامعه یعنی انگ زدن و کسانی که به دنبال اجرای این طرح هستند در واقع می‌خواهند تئوری «برچسب زدن» را با لگد مال کردن انسانیت عملیاتی کنند. از این رو هر نوع تفکیک و تبعیض محکوم و به دور از انصاف است.

موسوی ادامه داد: در گذشته برخی مسئولین محله‌ای برای زنان روسپی و یا جزیره‌ای برای معتادان در نظر گرفته بودند تا این افراد از جامعه دور نگه ‌داشته شوند. همچنین بیماران روانی را در دهکده سلامی تجمیع کردند اما پس از مدتی متوجه اشتباه خود شده و به کوچک سازی روی آوردند‌‌. محله خاک سفید در تهران هم کلونی معتادان و آسیب‌دیدگان شده بود که پس از مدتی تخریب و بازسازی شد. هیچ فردی اجازه سلب حقوق شهروندی و الهی از انسان‌ها را ندارد. از نظر علمی معلولین ذهنی هم دارای احساس و توانمندی هستند و می‌توانند با سایر قشرهای جامعه زندگی کنند.

وی تصریح کرد: ایزوله سازی تفکری منسوخ است زیرا موجب مخدوش شدن اعتماد به نفس و عزت افراد می‌شود. هر فرد در مقطعی از زندگی ممکن است دچار یک بحران روحی و چالش اجتماعی شود که با یک دوره کوتاه آموزش و درمان بهبود پیدا می‌یابد. از این‌رو لازم است آموزش مهارت‌های زندگی و اجتماعی به آسیب‌دیدگان مورد توجه قرار گیرد تا افراد در کنار خانواده آرامش را تجربه و بعنوان انسانی مفید در بطن جامعه فعالیت کنند.

مرتضی موسوی خاطر نشان کرد: همچنین اجرای این طرح عملأ غیر ممکن است زیرا نمی‌توان عضوی از خانواده را از سایر اعضا جدا کرد. کم‌کاری نهادهای دولتی و بی‌تفاوتی عموم جامعه نسبت به مسئولیت‌های اجتماعی موجب می‌شود عده‌ای دچار مشکلات اجتماعی شوند. بنابراین با آموزش همگانی باید عموم جامعه را با آسیب‌های اجتماعی و روش‌ها مقابله آشنا کرد تا در مواجهه با مشکلات راه علمی و منطقی را انتخاب و به سوی بزهکاری نروند.

مدیر کل بهزیستی فارس در پایان متذکر شد: در سال گذشته 24 هزار و 600 نفر به مراکز آسیب دیدگان استان فارس مراجعه کردند. مراجعه کنندگان ترکیبی از قشرهای مختلف جامعه از جمله زن، مرد و کودکان بودند که به دلیل مسائلی از جمله خشونت‌های خانوادگی، کودک آزاری، همسر آزادی، طلاق، خودکشی، فرار از منزل و. . . دچار مشکل شده بودند. تعداد قابل توجهی از این افراد با آموزش و درمان بهبود یافته و به دامن امن خانواده بازگشتند.

گذر از نگاه غیر اسلامی و غیر انسانی طبقه کاخ نشین حاکم، ریشه نگاه تبعیض محور و منفعت پرست سرمایه‌داران را باید در مکتب لیبرالیسم جستجو کرد. انگاره‌های باطلی که در قالب علم و هنر به کشورهای جهان سوم صادر و در دانشگاه‌ها تدریس شد تا مدیران جوامع اسلامی به رغم پذیرش آیین و احکام اسلام بر مکتب و انگاره‌های شیطانی داروین و دیگر هم‌قطارانش سجده برآورده و جامعه شیعی را در راستای تحقق رویای آمریکایی اداره و با تحمیق توده‌ها و قربانی کردن محرومین تمام تلاش‌ها را جهت حفظ بقای خود بر اریکه قدرت به کار گیرند!
کد مطلب: 17482
 


 
 
 
خبرنامه ایمیلی