فارس قربانی بی ثباتی مدیریتی

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۹ تير ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۴۹
Share/Save/Bookmark
 
 
به گزارش حافظ نیوز، محمد عسلی در سرمقاله عصر مردم نوشت:

استان فارس که بحمدالله در همه امور پیشتاز و نمونه است در بی ثباتی مدیریتی هم نمونه است و حائز مقام اول، تاریخ هم گواه این مدعاست، چنانکه روزی روزگاری پایتخت فرهنگ و تمدن و کشورگشایی بوده و در هر دوره ای از سلسله پادشاهانی که بر این دیار حکومت کرده اند، آثار مانا و عبرت آموزی به جا مانده و حکایتهای تلخ و شیرین از شکست و پیروزیها بر پیشانی شیراز نقش بسته است.

به نحوی که اگر جوان رشید و شجاعی چون لطفعلیخان زند برای نجات کشور به پا خاسته یک میرزا ابراهیم خان کلانتر بوده که در برابر آغا محمدخان تسلیم شود و دروازه شهر را به روی او بگشاید تا آن یگانه دلیر به کرمان پناه برد. در طول سه دهه گذشته نیز فارس بیش از سایر استانها با بی ثباتی مدیریتی مواجه بوده است و متأسفانه این بی ثباتی بیشتر دامن مدیران ارشد بومی را گرفته است. از حاج تقاء گرفته تا نقره کار و صحرائیان و انصاری و رضازاده تا اینک احمدی که گر چه از دو طیف سیاسی و یا جناح سیاسی بوده اند، اما در برابر منتقدان و زورآوران توان مقاومت نداشته و به دیارهای دیگر کوچیده اند. به راستی چرا فارس در بیکاری، اعتیاد، طلاق، جرایم خشن رتبه اول را در کشور داراست اما از قدیم الزمان تاکنون مدفن و محل زندگی اولیاءالله بود، سومین حرم اهل بیت در شیراز است، دو شاعر نامدار جهانی که افتخار همه ایرانیانند در شیراز مدفونند و در جنگ تحمیلی با ۱۵۰۰۰ شهید، هزاران جانباز و آزاده و رزمنده فارس در پلکان افتخار و بالندگی قرار گرفته است.

این تضاد و دوگانگی جمعیتی را به شیوه جامعه شناسان چگونه باید پاسخ داد؟ خیرین و واقفین فارس زبانزد خاص و عامند، دانشگاهها و مراکز فرهنگی فارس و به ویژه شیراز سابقه ای طولانی و قدمتی جهانی دارند. در شیراز امروز شش روزنامه یومیه منتشر میشود و پتانسیل فرهنگی و علمی شیراز و فارس از بسیاری استانهای مطرح کشور قویتر و بیشتر است. با این وصف علت نابسامانی مدیریتی را چگونه ارزیابی کنیم تا پاسخی باشد برای جستجوگران و پژوهشگرانی که میخواهند راهکار دهند؟

و اما بعد. فارس امروز به استانداری نیاز دارد که بتواند پاسخگوی مطالبات بحق مردمی باشد که علیرغم دیدگاه های دینی و مذهبی متفاوت و عشایر اسکان یافته ای که در طول تاریخ شاهد نظام خوانین بوده و هم اینک نیز به لحاظ خدماتی که به انقلاب داشته است خود را نه طلبکار بلکه محق برای رسیدگی بیشتر میداند دارای طرح و برنامه باشد و از حمایت همه دلسوزان نظام در استان برخوردار باشد. استانداری که با حرکت پلکانی مدیریتی دارای تجربه، هوش، استعداد و به دور از حاشیه های سیاسی باشد. استانداری که نگاهی جناحی افراطی نداشته باشد و به دنبال یارگیری برای منزوی کردن دیگر مسئولین نباشد. استانداری که خاکشیر مزاج و اهل تسامح و تساهل نباشد. مدیری قاطع، جدی، شجاع اما حرف شنو باشد. و به تعبیر خودمانی خودسر نباشد. کسی که مشاورین فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود را از میان تحصیل کردگان و اصحاب تجربه انتخاب کند نه آنکه با توصیه این و آن و برای حفظ موقعیت دست به انتخاب بزند. بار سنگین این استان را نمیتوان بر دوش پیران و خستگان گذاشت و نمیتوان به دست جوانان خام داد؛ مردان میانسالی باید و زنانی نیز این چنین صاحب نام و صاحب نظر، چنانکه حافظ هم عقیده بر آن است که:

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند                      نه هرکه آینه دارد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست               کلاه داری و آیین سروری داند
هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست                             نه هر که سر بتراشد قلندری داند

آری بجاست مسئولین استان کلاه خود را قاضی کنند و آرام بنشینند و با تأمل راه کار ارائه دهند تا از این همه امکانات بالقوه بتوان به فعلیت رسید و در این شرایط حساس که کشور به مدیران صالح، درستکار، عالم و باتجربه نیاز دارد جدای از گرایشها و تعلقات حزبی استانداری معرفی کرد که وقتی به منصب مدیریتی ارشد استان نائل شد و هنوز عرق از جبینش جاری برگه استعفا در دست راست و برگه برکناری در دست چپ نداشته باشد.
کد مطلب: 8772
 


 
 
 
خبرنامه ایمیلی