یاداشت؛

اثربخشی عقل و توانمندی زندگی

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۰۳
Share/Save/Bookmark
 
زندگی با قلم انسانی و انسانیت نگاشته شده است، بنابراین، منطق زندگی، منطق انسان است.
 
به گزارش "حافظ نیوز"،قاعده زندگی از منطق صفر و صد پیروی نمی کند، زیرا، زندگی به قلم ریاضی و منطق صوری نوشته نشده است؛ زندگی با قلم انسانی و انسانیت نگاشته شده است، بنابراین، منطق زندگی، منطق انسان است.
زندگی همانند رشد کودک و یا رشد گیاه و درخت می باشد، زندگی ضعیف و ناتوان داریم، زندگی در حال رشد و قوی شدن داریم، زندگی پر توان و با قدرت داریم، زندگی اثرساز و اثربخش داریم، و زندگی توان مند و توان بخش داریم.
اثربخشی عقل و توانمندی زندگی، از مراحل و مراتب و شدت و ضعف زندگی سخن می گوید، از دیدگاه اصالت اثر، اثر همانا توان و نیرو و قدرت و طاقت است " power & force " زندگی، یعنی توان داشتن و توانمند بودن و توش و تحمل ورزیدن و تاب و تاو دار گشتن و توانش افزودن، زندگی توان است و توان اثر می باشد و اثر توانمندی می آورد، پس، زندگی اثر و اثرمندی است؛ به تعبیر دیگر، زندگی با توان و قدرت و نیرو و توانش، امکان رشد و بقا و ترقی و تعالی می یابد، زندگی عرصه و میدان توان ها و توانش ها است.
بنابراین، زندگی توانا و قوی چه نوع زندگیی می باشد ؟
زندگی توان و پرقدرت، زندگیی است که طاقت و تحمل سختی ها و ناملایمات را داشته باشد، دارای قدرت و نیروی فراوان جسمانی و ظاهری و منابع انسانی و سرمایه ای و دانشی باشد، زندگی قوی و توانا، زندگیی است که برای انجام کارهای گوناگون حیات بشری و زیست جمعی، پشتکار و نیرومندی لازم را داشته باشد، زندگی توانا، زندگیی است که توانایی و تحمل و بردباری مشکلات پیش آمده و طبیعی و انسان ساخته آن را مستاصل و بی توان و بی رمق نتواند بکند؛ در واقع، زندگی توانا، زندگیی است که تمام امتیازات حیات شایسته و سزاوار آدمی داشته باشد؛ امتیازات زندگی، همان اثرات خیر و نافع زندگی است که عقل آدمی نیرو و قوه تشخیص آنها است؛ در مقابل زندگی توانمند، زندگی ناتوان و ضعیف و بی اثر و کم اثر قرار دارد، مثل، جامعه و فرد با اقتدار و بی اقتدار، اقتدار زندگی از اثرمندی و قوت داری و نیروبخشی زندگی نشات و سر چشمه می گیرد؛ زندگی ضعیف و ناتوان، با اثر و اثربخشی که سرمنشا آن عقل و اندیشه و عمل آدمی است، توانمند و نیرومند می گردد، گویی، عقلانیت و عمل ورزی، آسیب ها و آفت های زندگی را بازشناسی می کند و در صدد درمان بر می آید، کار اثر گذاری در زندگی بی شباهت به کار طبابت نیست، از یک سو دردها و بیماری ها را با اثر عقل و تاثیر عقلانیت و خردمندی تمییز می دهد و از سوی دیگر، به توان بخشی و باز گردان نیرو و قوت به زندگی می پردازد، این دو کار و فعالیت عقلانی و عملی، سبب بازیابی و توانمندی زندگی می شود، زندگی ناتوان در مواجهه و رو در رو با مسایل و ناملایمات و معضلات و مشکلات، فرسایش و توان سوزی می کند، از این روی، نیرومندی و قدرت خود را از دست می دهد، هم از حیث نیروی مادی لاغر و ضعیف و نحیف می شود و هم از حیث معنوی و عقلانی و درون مایه های زندگی، هم ثروت و هم سرمایه خود را تلف می کند، پس، برای توانگری و قوی شدن به عقل و اثر نیرومند و نوین و توان مند نیاز دارد، چنین است وضعیت یک فرد، یک خانواده، یک گروه و یک سازمان، یک جامعه و یک کشور و جهان زیست؛ یعنی، جامعه توانمند، با اثرهای نافع و خیرآور و کسب امتیازات شایسته و بایسته، توانگر و قدرت مند می گردد، و ریشه این پرتوانی و کم توانی، یا زندگی قوی و زندگی ضعیف، در توجه به عقل و حق و عدم التفات به نقش و نگار عقل است، جامعه عاقل، جامعه قوی و توانمند می باشد، زیرا اثرهای مفید و نقش های ماندگار تولید می کند، و اثر نافع و سودمند، زندگی ساز است، درست چنانکه اثر مخرب و خسران بخش، زندگی سوز می باشد، فلذا، اتصال و اتصاف به عقل و حق، اثرساز و قوت زا و قدرت آفرین می باشد، و قوت و توان زندگی، امکان عقل ورزی و عمل آوری را ممکن می سازد .
توان مندی و قدرت داری، مصدر و مبدا صدور حرکت و کار و فعالیت است. زندگی قوی از قبل و پی آمد حرکت و کار به نتیجه می رسد، حرکت اثر آفرین و اثر بخش است، حرکت اثر است؛ آیا زندگی غیر از حرکت و کار ریشه دیگری دارد؟ از امور روزانه مثل، خرید نان، تا امور کلان مثل، تصمیم گیری در باره انتخاب نماینده و مدیر جامعه، همه و همه با حرکت به معنی کامل کلمه و کار و فعالیت ناشی می شود، حتی، نو آوری و خلاقیت و ابتکار و ابداع و اختراع، که پایه فرهنگ و تمدن هستند و زندگی با رفاه و شایسته انسان و انسانیت است، با حرکت فکر و فعالیت عقل و پویایی اندیشه و نو کنشی و هم کنشی ایجاد می شود، در مقابل خشک مغزی و خشک اندیشی که جمود و خمود و خاموشی زندگی را به بار می آورد، پس، حرکت فکر و عمل، جان مایه ی زندگی است، در مقابل ایستایی و ارتجاع و مخالف تغییر و نوآوری؛ و کار نیز عین اثر و تولید اثر است، یعنی، با کار قوای مادی و معنوی زندگی شکوفا و شکوفان می شود و با شکفتن این قوا، زندگی پرتوان و نیرومند می گردد، پس، زندگی با حرکت و کار و اثربخشی و اثرمندی جان می گیرد و پیش رفت می کند، و انبساط می یابد، انبساط زندگی خروج و نجات از ضعف و ناتوانی و بی رمقی به سمت توانمندی و قوت و قدرت است، انبساط زندگی، گذر از انقباض زندگی است، زندگی منقبض، زندگی افسرده و در خود فرو رفته و غروب نموده است.
بنابراین، زندگی توان مند، به زندگیی گفته می شود که عقل در آن قدرت پرواز داشته باشد و تولید و توسعه نماید و اسیر نگردد اثرها پدید آید، و کارهای سخت و طاقت فرسا را به تحقق و انجام رساند و منشا نشاط و تحرک گردد، توان و اثر در زندگی سرچشمه تغییر و تغیر و تحول است، زندگی انسانی، محل تغییر و موقع و موضع تحول و دگرگونی دمادم است، و اساسا، توانمندی زندگی در این دگرگونی و تغییر و تنوع و اثرمندی و اثربخشی است، این تغییر پیوسته با ثبات و دوام زندگی منافات ندارد، مثل وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می ماند، مثل، حرکت در جوهر است، ثبات در تغییر و تغییر در ثبات، و شالوده و بنیان آن اثر و اثرمندی است، زیرا، اگر اثر نبود تغییر و دگر شدنی نبود، و اگر اثر نبود نقش و نگار آفرینی نبود و ثباتی تلقی نمی گشت.
عقل و اثربخشی به آدمی مدد می رساند، تا از خامی و ناقصی در زندگی به سوی پختگی و کمال ره ببرد و حرکت کند، عقل و اثرمندی یاری می کند تا انسان از اسارت ماده محض و مادیات صرف و احساسات و تعصبات اثرستان، رهایی یابد و به اثر بخشی اندیشه کند، عقل به آدمی یاد آور می شود که با تشریک مساعی فهم ها و خرد ها، فربه می شوند و در نتیجه اثرها افزون می گردند، یعنی، خردجمعی اثرجمعی تولید می کند، و اثر جمعی، خیر و توان عمومی پیش می آورد، و زندگی را توانمند و پرقدرت می سازد؛ اثرمندی زندگی از خیال ورزی نجات می دهد و آن را در صحنه عمل و عینیت کمک می کند، بدین سان زندگی، با اثربخشی و اثرمندی و اثرداری، توانمند و قوت مند و قدرت دار می شود.
انتهای خبر/111
کد مطلب: 16202
 


 
 
 
خبرنامه ایمیلی